داستان پسر بچه___

خرید بک لینک
پسر بچه اي وارد بستني فروشی شد و پشت میزی نشست . پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد.پسر بچه پرسید یک بستنی میوه ای چند است؟ پیشخدمت پاسخ داد(۵۰ سنت ) پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد. بعد پرسید: یک بستنی ساده چنداست؟ در همین حال ، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند وپیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: (35 سنت) پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت: لطفأ یک بستنی ساده پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت . پسرک نیز پساز خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت. وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید شوکه شد . آنجا در کنار ظرفخالی بستنی، ۲ سکه ۵ سنتی و ۵سکه ۱ سنتی گذاشته شده بود . برای انعام پیشخدمت!!! با این که پسرک آن قدر هم پول داشت که یک بستنی میوه ای بخورد ولی ترجیح داد بستنی ساده بخورد و بقیه پول را به خدمت کار ببخشید . (بخشندگی در زندگی را فراموش نکنیم) ˙·٠• هـــــــــمه چـــــــــی •٠·˙ برويد ضررنميكنيد...

ما را در سایت ˙·٠• هـــــــــمه چـــــــــی •٠·˙ برويد ضررنميكنيد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فرشيدشاهرضايي بازدید: 199 تاريخ: جمعه 6 بهمن 1391 ساعت: 0:17

صفحه بندی